تبلیغات
رسن

رسن
سفیدی کاغذ...شیرینی نگاه...تلخی قهوه 
نویسندگان
بعد از پینگ پنگ به دعوت یکی از بچه های خوب خوابگاه رفتیم اتاقشان برای خوردن هندوانه. هندوانه اش هم انصافا خوشمزه بود. تپل، قرمز، شیرین و آبدار. حسابی چسبید. بعد از اینکه از دهنم در رفته بود و چند روز پیش در پاسخ به یکی از نظرات گفته بودم که اردوی جهادی برای خودسازی خوب است و کمک می کند، ذهن خودم هم مشغولش شده بود. "من که اینقدر داغونم، امسالم سال آخر دانشجوییمه، حیف نیس نتونم برم و یه سر و سامونی بدم به خودم؟" "اه! کاش کارای پایان نامه مو زودتر انجام داده بودم. لامصب وقت گیره!" اینجور افکار ذهنم را پر کرده بود. قبل اینکه وارد اتاق بشویم تا هندوانه بخوریم، فهمیدم که یکی از بچه های گل روزگار هم در آن بزم با ما شریک است. پیرهنی هم پوشیده بود که اتفاقا یادگاری اردوهای جهادی سال های پیش بود. از همان ها که پشتش نوشته: بسیج سازندگی.
دم در از دهنم پرید و بعد از احوالپرسی ازش پرسیدم:
- این پیرهنه یادگار اردو جهادیه برادر؟
- آره.
- این اردوهه واسه خودسازی و اینا خیلی کمک میکنه. نه؟
- شما اگه بخوای، همینجا هم میتونی خودسازی کنی. لازم نیس حتما بری اونجا. بعضیا هم بوده ن که رفته ن اونجا و به جای اینکه خودشونو بسازن، بدتر کرده ن و برگشته ن.
...
بعدا فکر کردم و دیدم مثل همیشه واقعا حرف بجایی زد. ناراحتی ام هم به خاطر نرفتن احتمالی به اردو کم شد.



طبقه بندی: یك اتفاق،جرقه ای برای نوشتن،
[ جمعه 4 مرداد 1392 ] [ 05:39 ب.ظ ] [ ایمان تجملیان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


رسن شیء باارزشی است. میتوان آن را گرفت و از چاه بیرون آمد...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب