تبلیغات
رسن

رسن
سفیدی کاغذ...شیرینی نگاه...تلخی قهوه 
نویسندگان

- « آقایون، خانوما، یه سوال: سگ نجسه؟ »

تعجب میكنم. آخه این چه سوالیه كه میپرسه؟ بچه ابتدایی هم جواب اون رو میدونه كه!

- « جواب بدین به این سوال! سگ نجسه؟ »

همه كسانی كه نشستن با تكون دادن سر و بعضا گفتن، طوری تایید میكنن كه معلومه احساس من رو دارن.

- « خب. حالا اگه یه سگ تو خونه ای باشه چی میشه؟ »

ای بابا ... ول كن ماجرا نیست. آخه تو یه جمعی كه كمتر از بیست سال توش نیست، این حرفهای الكی یعنی چی؟ چند نفر یه چیزایی میگن. معلومه كه اونا هم تعجب كرده اند.

- « بله، درسته. خونه ای سگ توش باشه، ملائكه وارد اون نمیشن؛ دعاهای اعضای اون خونه مستجاب نمیشه و خیلی چیزای دیگه. »

خسته شدم بابا. این نیم ساعتی كه مونده میخواد این حرفهای تكراری رو بزنه؟

- « خب ما كه اینقدر خوب میدونیم این چیزا رو، چرا سگ نگه میداریم پیش خودمون؟ »

بهش حق میدم. هوا گرمه، روزه ام هست داره هذیون میگه.

- « بله آقایون. متاسفم كه باید بگم ما با اینكه میدونیم سگ نجسه اما باز هممون یه سگ واسه خودمون داریم. اونم توی دلمونه! »

كنجكاو میشم ... یعنی چی؟ توی دلمون سگ داریم؟!

- « بابا چیه این سگو نگه داشتی تو دلت كه اینجوری شدی؟ نشنیدی میگن یارو اخلاقش سگیه؟ خدا وكیلی اكثرمون همینطوری هستیم. حالا بعضیامون یه توله سگ داریم تو قلبمون؛ بعضیا هم یه سگ بزرگ هار كه اصلا نمیشه بهش نزدیك شد ... »

فضای مسجد آروم شده. هیچكی حرف نمیزنه ...

- « ... یارو دلش از یه جای دیگه خونه عقده هاشو سر خانواده ش و دوستاش خالی میكنه. اصلا نمیفهمه چی داره میگه و چیكار داره میكنه. شما باورتون میشه یه نفر بخاطر پنجاه هزار تومن برادرشو میكشه؟ منم باورم نمیشه اما هست! هست دوستان! حالا به نظر شما آدم بوده كه اینكارو كرده؟ نه عزیز من ... سگ بوده ... سگ! هار شده بوده! اینقدر خوب تربیت كرده بوده توله سگشو كه حالا دیگه نمیتونه جلوشو بگیره ... »

- « ... آقایون، خانوما، چه بخوایم چه نخوایم هممون یه سگ داریم همراه خودمون. بستگی داره چطور رفتار كنیم باهاش. بیاین امتحان كنیم. یه روز همینجوری الكی عصبانیت خودمونو خالی كنیم؛ الكی دروغ بگیم؛ نگاه بد كنیم؛ بد حرف بزنیم؛ بد گوش بدیم و ... هرروز حریص ترش كنیم. میتونیمم كه نكنیم و ببینیم سود میبینیم یا ضرر ... »

- « ... روی صحبتم اینجا بیشتر با جوون هاست. همنشین شماها فعلا یه توله سگه؛ تا بزرگ نشده بكشینش! ... »

حرفاش تموم شد. مونده م كه چی بگم...




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 31 مرداد 1389 ] [ 12:55 ق.ظ ] [ ایمان تجملیان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


رسن شیء باارزشی است. میتوان آن را گرفت و از چاه بیرون آمد...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب