تبلیغات
رسن

رسن
سفیدی کاغذ...شیرینی نگاه...تلخی قهوه 
نویسندگان
نمیدونم چند وقت پیش بود که تو یکی از همین یادداشتها و تحلیلهایی که این چند وقته خیلی مد شده و توش همه چیو همه جا ربط میده، خوندم که نویسندش خیلی باحال گفته بود که خودروی 206 جاذبه های جنسی داره! یادم نمیاد میخواس به چی برسه با این حرفش. تنها چیزی که یادم مونده همون جمله بامزش بود. 206 و جاذبه ی جنسی؟! گذشت و گذشت تا امروز داشتم از بغل یه 206 رد میشدم که یاد همون حرفه افتادم. گفتم وایسم با دقت چک کنم ببینم جاذبه جنسی خاصی پیدا میکنم یا نه! خب حقیقتا همه جاشو چک کردم. از کاپوت ماشین گرفته، چرخها، آینه بغل، صندوق عقب تا حتی آنتن ماشین رو هم چک کردم ولی جاذبه ای ندیدم. یهو فکرم رسید به اون حرف ماهی صفت(مستربین ایرانی؟) - که تیکه ثابت همه اجراهاش اینه که خودشو به جای یه دختر جلف، کجکی میگیره بعدشم میگه مثل 206 صندوق دار. بعد که همه دست میزنن اونم ذوق میکنه و میگه واسه صندوقش دست زدین؟! همه هم هار هار هار میزنن زیر خنده. - گفتم شاید اون تحلیلگره هم داشته ماهی صفت میدیده بعدش جرقه زده تو ذهنش که بره یه مقاله بنویسه و بعد ربطش بده به نمیدونم چیچی و بعدشم تو نمیدونم کجا چاپش کنه. بعدشم آی قیافه بگیره که نگو. بنابراین رفتم صندوق اون 206 رو هم بررسی کردم دیدم اوه! این که اونقدر زاقارته که بیشتر مثل یه دافعه جنسی میمونه تا جاذبه.
اصلا حالم گرفته شد. گفتم لااقل یه مصداق پیدا میکنم که اون پنج دقیقه ای که نشستم افاضات اون تحلیلگر(؟) رو خوندم هدر نرفته باشه که نشد. اعصابم خرد شد. نا امید داشتم میرفتم سوار قارقارک خودم - که دافعه داره از سر و روش میباره - میشدم که یهو یه چیزی توجهمو جلب کرد. اونم چی؟ چراغاش. آره. خودش بود. زده بودم به خال. رفتم با یه حالت متفکرانه و دست زیر چونه وایسادم جلوی 206. به چراغاش که نگاه کردم دیدم ماشالا! چه چراغایی. کشیده و خوش ترکیب. مصداق بارز "شهلا" یا "شرابی" یا چمیدونم همین چیزایی که عزیزان دل به خانوماشون (دوست دختراشون؟) میگن بعد به خیال خودشون خیلی هم جنتلمنن.
حالا قشنگ بود چراغاش ولی نمیدونم میشه بهش گفت جاذبه جنسی یا نه. یعنی مثلا جوونای ما وقتی میخوان چشم خودشونو بچرونن یکی از گزینه ها همین چشمهای شهلای 206هه؟ یا صندوق عقب بی ریختش؟ یعنی اینقدر با حالن این جوونای ما؟ یا خوشحالن؟ یا مریضن؟ یا اون تحلیلگره مریضه؟ خوشحاله؟... تو همین گیر و دار جرقه ای حماسی و انقلابی زد تو ذهنم که بعله! فهمیدم از کجا آب میخوره قضیه. این 206 کوفتی مگه ساخت فرانسه نبود؟ بعله! کار خود اون سارکوزی کثافته دختربازه که میخواد جوونای مارو از راه به در کنه. بعله! آمریکای خونخوار پشت تمام این ماجراهاس. بعله! اسرائیلم که تابلوهه. میگم چقدر این 206 رادیو فردا خوب میگیره. پس بگو! اصلا باید همین الان برم و یه یادداشت توپ بنویسم تو وبلاگم. در محکومیت این کثافت بازی. چی میگفتن؟ آها! یادم رفته بود. جنگ نرم. یه یادداشت باحال مینویسم و بعدش غوغا میشه. صب کن ببینم. اول باید بدم شریعتمداری تو اون روزنامه انقلابیش چاپ کنه مطلبمو که معروف بشم. بعد چندتا یادداشت دیگه . بعدش میشم حاج ایمان. ای وای چی میشه. جانم! اما این وبلاگو چیکارش کنم. بعضی حرفام خلاف مصلحت نظام بوده. اشکال نداره. رسیدم خونه پاکش میکنم. یکی دیگه میسازم اسمشم میذارم ...اووووم...آهان! میذارم "تا زنده ایم رزمنده ایم". گوروپ چندتا قطره خونم با فتوشاپ کار میکنم روش. چی بشه. معروف میشم حسابی. حالا نمیدونم حاج حسین مقالمو چاپ میکنه تو کیهان؟ اگه چاپ نکرد چی؟ بازی در نیاره یهو؟ فهمیدم. یه عکس "آقا" میذارم تو جیبم طوری که گوشش پیدا باشه بعد میرم پیشش همونطوری که دارم در مورد مقالم توضیح میدم، یه کاری میکنم کتم بره کنار عکسه رو ببینه. دیگه ردخور نداره. حالا چی بپوشم. نکنه یهو رنگ پیرهنم جلف باشه. آبی آسمونی خوبه؟ نه. فکر کنم که سفید بهتر باشه. از همون یقه بسته هاش. باید طوری که م...
بوووغ بوووووغ بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووغ
اوه چی شد؟ اوف مُردم بابا. ای ببین این 206ایه داره با چه سرعتی میره. چه قیافه هایی هم توش نشستن. ای بمیری سارکوزی که آخرش گمراهمون کردی. تو روحت...! 



طبقه بندی: یادداشت،
[ جمعه 25 شهریور 1390 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ ایمان تجملیان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ


رسن شیء باارزشی است. میتوان آن را گرفت و از چاه بیرون آمد...

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب